تبلیغات
فریاد رسای سبزوار:::::(جوین،جغتای، خوشاب،ششتمد،داورزن،روداب) - مطالب مرداد 1390

خبری از روستای چرواز سلام سبزوار!؟درگیری اهالی با پلیس ، استفاده از گازفلفل ، باتوم واشك اوروبازداشت!؟

در روستای چرو دارد اتفاقاتی می افتد ولی شما خبر ندارین . حدود چند ماه میشه که مردم روستای چرو به دلیل بی کفایتی مدیران اداره آب روستائی شهرستان با کمبود شدید آب مواجه میباشند .در تاریخ 20/05/1390 با وجود تمامی این مشکلات این اداره امتیاز آب شرب را به مرغ داری همجوار روستا(آقای باغجری)واگذار میکند و ایشان برای استفاده از این امتیاز شروع به حفر گودال برای لوله گذاری مینماید که به دلیل مشکلات کم آبی اخیر خانمهای روستا ( غیاب همسران خود که به کار کشاورزی مشغول بودهاند) مانع از این عمل می شوند که این موضوع با دخالت پاسگاه به در گیری ومنجر به استفاده از گاز اشکاور و اسپری فلفلی می شود که در این اتفاق یک نوزاد دچار شک شده و سریعا به سبزوار منتقل می شوند .

در همان شب مامورین پاسگاه به همراه معاون پاسگاه به منزل فردی در روستا هجوم آورده (بدون مجوز مراجع قضائی) و با زور و مورد حمله قرار دادن افراد خانه اقدام به انتقال افراد نمودند که همسایه ها با مشاهده رفتار پلیس با همسر این فرد به مامورین اعتراض کردند که با برخورد شدید مامورین و شلیک تیر هوایی و استفاده از با توم و اسپری فلفلی نمودند .

که با بازگشت مامورین به پاسگاه مردم روستا با دیدن رفتار ناشایست پلیس اقدام به تجمع در مقابل پاسگاه روستا نمودن که با اولین تحریک از طرف پلیس مردم همانند بمبی منفجر و پاسگاه را به سنگ بستن بعداز این اتفاق مردم به خانه های خود برگشتن و پاسگاه با بی سیم اتفاق را به مقامات بالا گذارش دادن که منجر حمله یگان امنیتی به این روستا و ضرب و شتم زنان و مردان و تمامی افراد حاضر در روستا را در ساعتی بعد از نیمه شب انجام دادند و حدود نود نفر را با خود بردند .
 
حالا جالب اینجاست که به هیچ یک از خانومها اجازه استفاده از حق قانونی شکایت را نمیدهند و هرکسی که در خواست شکایت داشته باشند تهدید به بازداشت میشوند و شکایت نامه آنها از طرف رئیس دادگاه پاره و با بی احترامی کامل به سوی آنها پرتاب میکند.

از آن سایت محترم تقا ضا داریم در صورت امکان در این مورد تحقیق و در سایت خوب و محبوبتان قرار دهید.

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 26 مرداد 1390    | توسط: زمانه باپدر    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

كمسیون صد شهرداری ها

كمسیون صد شهرداریها

 

ادامه مطلب راكلیك كنید

نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 19 مرداد 1390    | توسط: زمانه باپدر    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

هفته جاری یعنی دومین هفته مرداد ماه منطقه جوین (شهرستان جوین و شهرستان جغتای ) زلزله امد.

دیروز 90/5/4 برای چهار بار جغتای لرزید.بنا به گزارش موسسه ژئوفیزیک دانشگاه تهران  ساعت 8:34 دقیقه صبح زلزله ای با شدت 4.9 در مقیاس امواج درونی زمین(ریشتر) جغتای را لرزاند که کانون این زمین لرزه در 13 کیلومتری جنوب غربی جغتای فیمابین دستوران و منیدر در عمق 10 کیلومتری از سطح زمین رخ داد که این لرزش در جغتای و روستاهای اطراف به خوبی احساس شد.
پس از این برای 3 بار دیگر هم جغتای لرزید که البته این لرزش در حدی نبود که احساس شود.
شایان ذکر است که خوشبختانه این زمین لرزه ها هیچ خسارتی در برنداشت.
موسسه ژئو فیزیك دانشگاه تهران : منبع

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 9 مرداد 1390    | توسط: زمانه باپدر    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

درشهرنقاب مركز شهرستان جوین به گفته اهالی تعدادی نقابدار ، به خانه ای یورش و زن خانه را مضروب كردند!!؟؟

براساس خبرهای كه در سطح شهر شایع است ، حكایت می نماید كه شامگاه دومین هفته مردادماه ، تعدادی كه به صورت خود نقاب بسته بودند به خانه یكی از اهالی یورش برده و پیرزن خانه را به شدت مضروب كردند .

هنوز منابع موثق علت این موضوع را تایید نكرده اند ولی شاید سرقت باشد وشاید درظاهر سرقت عوامل در پی قتل بوده وشاید های دیگری كه هنوز مشخص نیست

نوشته شده در تاریخ شنبه 8 مرداد 1390    | توسط: زمانه باپدر    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

درشهرستان جوین (شهرنقاب)، مرده غرق شده ای كه زنده شد!!!؟؟؟

همه در پی جوانی كه دركنار سدیام ،لباسها وموتورش پیدا شده بود می گشتند تا شاید ،‌ردی از او بیابند ،‌غواص ها در اعماق گل ولای بی نتیجه بیرون امده و پدر ومادر واقوام ، به عزای جوان خود نشتند ،اوضاع غم انگیزمی نمود ،شاید كسی كشته !!؟؟ شاید جسدش هنوز در اب باشد !!؟؟؟‌شاید و شاید وشاید .............

ولی یكباره اوضاع عوض شد ، بدون اینكه خبر از ایشان باشد !!؟؟ پدر ومادر به سراغ كشاورزی رفته و انگار نه انگار كه همین دیروز بر سر وسینه می زدند ، زندگی ها رونق اولیه خود را بازیافت و ...

حال مشخص شده است كه همان جوان سردرابادی زمانی كه غواصان در پی او بودند ، از بالای قله به تماشای این منظره نشسته و ازشدت بدهكاری راه فرار را درپیش گرفته كه اسان راه است .

می گویند كه او در یكی از شهرهای شمالی اختفا دارد و منتظر است تا ببیند كه خانواده چگونه بدهی او را مرتفع می كنند .

اری بدهكاری كه مرد و باز زنده شد

نوشته شده در تاریخ شنبه 8 مرداد 1390    | توسط: زمانه باپدر    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

بی احتیاطی جوانی از شهرستان جوین (شهرنقاب ) اورا درزیر دست گاه موزاییك سازی پرس كرد!!؟؟

29/4/90 هاشم سردرابادی كه سالهاست در مسیر تولید سازه های بتونی فعالیت می كند از برادر كوچكترخود درخواست كمك برای جابجایی واستقرار دستگاه پرس موزاییك در كارگاهی در محله شمس اباد شهرنقاب می نماید

بی احتیاطی متاسفانه مشكل سازمی شود ، زمانی كه دستگاه روی میله های اهنی و اجرها جابجا می شد از تعادل خارج وبه سمتی كه جوان ناكام بوده متمایل شده وهمراهان نمی توانند سقوط دستگاه به یك سمت را كنترل كنند تا اینكه دستگاه پرس دقیقا بر سینه جوان افتاده و اطرافیان هراقدامی كه می كنند تا شاید بتوانند جان بیچاره را نجات بخشند نمی شود و دزیر چند تن سنگینی جان خود را ازدست می دهد

روحش شاد باد وخدا همراهش باد

نوشته شده در تاریخ دوشنبه 3 مرداد 1390    | توسط: زمانه باپدر    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^

اتفاقات اموزش وپرورش جوین (شهرنقاب)از بدو تاسیس تا حال و تحلیل و.....

شاید یادتان باشد .شبی كه مردم سوار بر تراكتور وبیل و ماشین و الاغ قصد داشتند به سمت جغتای بروند و اداره اموزش وپرورش را از جغتای به نقاب بیاورند!!؟

حال زمان برادری ومودت بین جوین وجغتای با امكانات یكسان دولتی فراررسیده است واگر جغتای درخیلی از امور نسبت به جوین جلوتراست ، به مدیران و مردمش برمی گردد، مردمی كه ظلم مدیران را برنمی تابند و سعی دارند تا فرزندان خود را دراریكه ادارات ببینند ، برعكس شهرستان جوین كه غریب پروراست ! به هرحال زمانی بین جوین وجغتای برسرامكانات مشكلات فراوان وجود داشت از جمله اداره اموزش وپرورش نقاب وجغتای !!ۀ

جغتای به لحاظ تاریخی قدمت بیشتری نسبت به نقاب داشت و بخشداری ان قریب به هفتاد سال زمان داشت ولی نقاب درمسیر تردد اهالی حتی خود جغتای داشت و انزمان سهل الوصول تربود .

فداكاران انزمان علی اصقر مظلومی وكوشیار و تعدادی دیگر بودند كه باعث شدندتا اداره از جغتای به نقاب بیایید ولی اولین اختلاف منجر به جرح از این نقطه شروع شد .

معاون وزیر اموزش وپرورش با یگان ویژ ه ازمشهد جهت انتقال مجدد اداره از نقاب به جغتای امده بود وقدرت نمایی می كرد ، مردم هم كه جمع بودند این موضوع را ستم به خویش می دانستند ومقاومت می كردند . طولی نكشید كه معاون وزیر به نیروهای نظامی دستوردادتا مردم را متفرق و اسباب واثاثیه اموزش وپرورش را جمع و به جغتای منتقل كنند.

تهدید نیروهای انتظامی از یك طرف و مقاومت سرسختانه مردم از طرف دیگر!!؟؟ تا اینكه اولین جرقه درگیری بین یك جانباز و یك درجه دار اتفاق افتاد ومردم به حمایت از هموطن خود اقدام كردند.

اداره جوین وهمه كسانی كه در داخل بودند به سنگ باران مردم تن دادند ولی صدای تیراندازی نیز به گوش می رسید كه اتفاقا به دست یكی از نقابی ها اصابت كرد.

زنان چادر بركمربسته وبودند واجازه هیچ سوء استفاده ای را نمی دادند تا اینكه وزیر و فرمانده هنگ به شدت مضروب شدند و همه پابه فرارگذاشتند . یك اداره مخروبه با كلی خسارات برجای ماند.

رییس اداره اقای ....نیز از ناحیه سر مصدوم شده بود . مدتی ماند ورییس ادراه اقای شمس ابادی و كدوغنی شدند وپس از انها بحث بیدخوری یعنی عباس بیدخو ری پیش امد وحمایت قاطع مردم باعث شد كه ایشان به عنوان رییس اداره منصوب شوند.

بیدخوری شخصا انسانی شریفی بود ومتاسفانه به اطرافیان خود بیش از حد اعتماد كرده بودونمی دانست كه انها دربود ونبود او همه كارها وستم ها را انجام می دهند و...........

بیدخوری زمان ریاست اداره به جبهه رفت واسیر جنگ شددراین وسط یادم نیست كه مدیریت اموزش وپرورش با چه كسی بودولی به زمان حضورمصطفایی اشاره می كنم ، مصطفایی مرد قدكوتاه ودرست از مشهد بود . مصطفایی هم علارغم نیك بودنش نمی دانست كه چه كاركند واز چه كسانی بهره ببرد . مدتی پس ایشان رمضانعلی شمس ابادی كه قبلا همكلاس بودند به عنوان معاون خود انتخاب كرد. شمس ابادی حتی توانایی مدیریت كامل ودرست یك مدرسه را نداشت ولی چه می توان كرد ، دراین مملكت گاه اینگونه اتفاقات می افتد. برخورد او با خانم جغتایی را من شخصا دیدم كه انگار چوپانی با گله خود حرف می زد، انچنان زننده كه ازیك معلم قبیح بودولی ...

دراین زمان شب نامه ها ازطرف علی اكبرملایجردی وهمرهانش علیه رمضان شمس ابادی نوشته می شد ودركوی برزن پخش می شد . اكبرملایجردی دراین شب نامه رعایت ادب وكلام ومتانت رانداشت ومانند یك مرد ، اقدام نمی كرد، بلكه از پشت خنجرمی زد.

بهرحال اوضاع اداره فرهنگ دراین زمان خوب نبود. رمضان شمس ابادی نزدیك به چهارسال به عنوان رییس اداره ماند وانزمان كه خردادیها حكومت را داشتند علارغم بی كفایتی ایشان مجددا درخوشاب به عنوان رییس منصوب شد.

وجوین مدتی بی رییس مانده بود تا اینكه با اقدامات نماینده وقت درب اداره جهت احقاق حق فرهنگیان و بركناركردن اینگونه حاشیه ها ومشكلات بسته شد واقای ولی الله محمد پور به عنوان سرپرست منصوب شد.

چند روز بعد حضور قربانعلی سلطانی دراداره دیده شد .قربانعلی سلطانی قبلا رییس اموزش وپرورش داورزن و جغتای بود . زمان سلطانی همزمان با حضور نظافت به عنوان بخشدارجوین بود .

رابطه دوستانه این دو بی حكایت نبود! درمقابل ،تعدادی ازفرهنگیان جوین درمقابل اقدامات سلطانی گاه مشكل ساز می شد.

سلطانی از طرفداران بسیارداغ جبهه خرداد بودو سعی می كردكه مدیران و مسئولان نیز ازاین جبهه باشد .درزمان ریاست سلطانی ،‌اقای هدایت كه مرد خوبی بود به عنوان معاون امورمالی واقای غلامی و كه سلطانی از جاجرم اورده بود، متاسفانه رابطه نامشروع او به كشف یك شهروند رسید وبه شدت مجروح گردید، این رویه ازناحیه تعداددیگرنیز ادامه یافت ......

تعدادی مانند رضاكیامنش از قبل از سلطانی نیز حضورداشتند و درحسابداری و ...مشغول بكارشدند البته خود رضاكیامنش شایستگی ومقبولیت چندانی نداشته وندارد واتفاقا نگاه مردم به او نگاه منفی است (حضور وی وحجت محمدی مطلق درانتخابات شوراهای شهر و رای پایی انها مبین این قضیه است ) . ولی اهداء زمین از طرف پدرش به برای ساختمان نماز جمعه ودرخواست پدرش از مسئولین برای جای دادن رضا بی ثمرنبود. كیامنش زمان ریاست محمدی مطلق كه از جبهه مقابل بود وسالها با هم درتضاد اجتماعی وسیاسی بودند به عنوان معاون انتخاب شد وكیامنش به راحتی با انها كنارامد ویادش رفت كه محمدی منصوب شده همان سیدابادی است كه رضا سایه اورا با تیرمی زد و راه چمنی و سلطانی و.....تغییررویه رضا درمسائل مختلف یكی ازتظاهرات عجیب وغریب است كه هركس چنین هنری را نمی تواند داشته باشد....

پس از سلطانی شجاعی ، مردی قد كوتاه وچشمانی به گودرفته بالبانی مشكی ، پروازكنان به صندلی اداره رسید وهمان جا چسبید .

ادامه این موضوع وبحث مدیران داخلی اموزش وپروش جوین را بعدا وپس از كسب نتیجه درج خواهم كرد . البته از خیلی از مسائل كه به ضررشهرستان است صرف نظرمی كنم!!!!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟!؟؟!

نوشته شده در تاریخ یکشنبه 2 مرداد 1390    | توسط: زمانه باپدر    |    | نظرات()
=================================================================== ------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------- ^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^^