همه در پی جوانی كه دركنار سدیام ،لباسها وموتورش پیدا شده بود می گشتند تا شاید ،‌ردی از او بیابند ،‌غواص ها در اعماق گل ولای بی نتیجه بیرون امده و پدر ومادر واقوام ، به عزای جوان خود نشتند ،اوضاع غم انگیزمی نمود ،شاید كسی كشته !!؟؟ شاید جسدش هنوز در اب باشد !!؟؟؟‌شاید و شاید وشاید .............

ولی یكباره اوضاع عوض شد ، بدون اینكه خبر از ایشان باشد !!؟؟ پدر ومادر به سراغ كشاورزی رفته و انگار نه انگار كه همین دیروز بر سر وسینه می زدند ، زندگی ها رونق اولیه خود را بازیافت و ...

حال مشخص شده است كه همان جوان سردرابادی زمانی كه غواصان در پی او بودند ، از بالای قله به تماشای این منظره نشسته و ازشدت بدهكاری راه فرار را درپیش گرفته كه اسان راه است .

می گویند كه او در یكی از شهرهای شمالی اختفا دارد و منتظر است تا ببیند كه خانواده چگونه بدهی او را مرتفع می كنند .

اری بدهكاری كه مرد و باز زنده شد

نوشته شده در تاریخ شنبه 8 مرداد 1390    | توسط: زمانه باپدر    |    | نظرات()